بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت هشتاد و هشتم :
داوود یک هفته صبوری کرد تا اعصاب سیاوش کمی بازسازی شود. پس از آن یکی از شبها که از مغازه برمیگشت به در خانهاش رفت و با او تماس گرفت. سیاوش چند بار رد تماس کرد و داوود به ناچار پیامی نوشت و فرستاد:
«دم در خونهت وایستادم. اگر نیای مجبور میشم زنگ خونه رو بزنم.»
سیاوش بلند شد و نگاهی به جمع انداخت. باز هم به ناچار از اشکان مایه گذاشت و گفت:
- اشکان اومده دم در. چند روزه کفر منÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

مریم جاری | نویسنده رمان
بله، حق داره که سختگیری کنه👌
۱۲ ماه پیشمیم
1داوود لیاقت دوباره آزمودن رو نداره،
۱ سال پیشم.ر
2برگشتن بهش اشتباه بزرگتر هستش🥲🥲🥲
۱ سال پیشSedi
2با وجود رعنا خانوم مادر فولاد زره آزموده را آزمودن خطاست. اگر داوود میخواست همون موقع باید پشت زندگیش وایمیستاد نه که بره دوراشو بزنه بعد بیاد بگه غلط کردم تاوان دادم....
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
هیچ چیزی ظلم کردن به دیگرون رو توجیه نمیکنه. اما دور زدن و برگشتن معمولا در مورد افرادی به کار میره که نمیتونن شرایط بهتر ایجاد کنن، پس اجباراً برمیگردن سر خونه ی اول نه مثل داوود با اختیار... چون هنوز هم میتونه به آرزوش برسه. البته شکی نیست که اندازه ی ظلمش تاوان نکشیده.
۱ سال پیشلیلا
2الهی..... دلم برا *** سوخت مرسی خانم جاری من واقعا ار داستان لذت میبرم و خودمو جای تک تک شخصیتا می ذارم حتی تا به حال بارها دلم برای داوود و حتی آتیه سوخته به نظرم تا جاشون نباشیم نباید قضاوتشون کنیم
۱ سال پیشطاهره
2کاش مهتاب خام نشه و دوباره به همین راحتی تن نده به خواسته داود و حسابی سخت بگیره بهش تا قدرش رو بدونه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0خوب حالا نوبت سیاوشه که ی گوش مالی حسابی به داوود بده البته اگه مهتاب بزاره.قلمت مانا موفق باشی عزیزم 🌹❤🌹❤