ساریژ به قلم اکرم رشیدی (آناهیل)
پارت صد و چهل و ششم :
روجا اشکهایش را پاک میکند و سیگارش را روی زمین میتکاند:
_ ممنون که اومدی همسایهی ما شدی، عشق تو بهم فهمونده لذت دنیا میتونه چندقدمیمون باشه و ما اون سردنیا دنبالش بگردیم...
دیلان عاشقانه نگاهش میکند:
_ ممنون که اینقدر قشنگی، اینقدر عاقلی، اینقدر دنیارو برام رویایی کردی...
روجا نگاهش میکند و میخندد:
_ ممنون که اینقدر زبونبازی، اینقدر بلدی دل
لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
1چه خاطره ی قشنگی زیر بارون ساختن واقعا...