پارت صد و پنجاه و نهم :
تماس را قطع نکرده بود که حامی لب باز کرد: تو تمام مدتی که من تقلا داشتم، یهذره به چشمت بیام، تو دلت، فکرت، پیش آرش بوده؟
پیاپی پلک زد و با فشردن لبهایش، بغضش را فرو برد و مکث کوتاهی کرد. حنانه بیحرف، آن سوی خط به حرفهایش گوش سپرده بود.
- وقتی دیدم، شنیدم بابات میخواد از ترس آبرو تو رو بده به اون مرتیکه لندهور... گفتم میام خواستگاریت، آرش هم اگه میخواد، بیاد خواستگاری. اونو
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
پرنیا
0مرگ یه بار شیون یه بار چقد خوب که فهمیدی حنا بدرد نخوره 😒
۱ سال پیشپرنیا
0دست خوش روشنک جان 😍🤩چه اعتراف قشنگی 🌺🌺❤️❤️❤️❤️❤️
۱ سال پیشZarnaz
1عالی بود مرسی نگار جونم مثل همیشه گل کاشتی عزیزم 😍😍💋💋خیلی قشنگ مینویسی عزیزم 💋❤️
۱ سال پیشZarnaz
2آخی فکر کنم حامی زده تو گوش ارش🥺ولی آخه چرا🥺
۱ سال پیشZarnaz
1هورااااا به طوری اعتراف کرد بعدم فرار کرد 🤭😍عالی بود ایول بهت روشنک الحق که حق حامی یه زن خوب مثل تو نه مثل حنانه😡😑😒
۱ سال پیشماهرخ
2جسارت روشنک از همه کارکترها بیشتره ایول بهش
۱ سال پیشیلی
1واو روشنک چقد خوبه😍 نههه خوشمان امد 🫠
۱ سال پیشساناز
1🧡🩵💚💛❤️💙🤎🤍🩶💜
۱ سال پیشهدی
1اره واقعا🥺
۱ سال پیشهدی
1امیدوارم حنانه گم و گور بشه و روشنک کنار حامی باشه😏
۱ سال پیشمریم گلی
1خدا اگه یه دری رو ببنده یه در دیگه رو وا میکنه ،هر چقدر حنانه بی محبته نسبت به حامی در عوض روشنک جبران بی مهری های حنانه ست ،امیدوارم حامی و روشنک هر چه زودتر به هم برسن ،ممنونم نگار جون 🙏🌹♥️
۱ سال پیشم
0ای روشنک دردوبلات بخوره توسر حنانه،دختره ترسو بی آبرو، چه توصیف بجایی حامی ازش کرد😁 😠
۱ سال پیشسمانه
1بیچاره حامی انشالله روشنک با محبت هاش جای بی مهری و لی وفایی حنانه رو پر می کنه طفلی آرش هم امشب به مراد دلش نمی رسه
۱ سال پیشم.ر
1مهوا وارش خان دوکفتر به هم برسانید روشنک دوستش داره😊
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شادان
0چقد روشنک حس خوب میده به ادم ...خدا برای حامی حفظش کنه 😍😍