قوانین سرد به قلم مریم السادات نیکنام
پارت صد :
برای چندمین بار مجبور شد لبخند بزند و به او اطمینان دهد که سالم از این مهلکه بیرون میآید.
چشمان جذاب و نافذ مرد جوان شده بود آشیانهی تصویر او.
تمام مدت درگیر آن نگاه پر از خواهش بود. همانهایی که نگرانی سیاهیهایش را لرزان میکرد و میزان خلوصش در عشق و خواستن را به نمایش میگذاشت.
بعد از تماس با رهی و انتقال مارتا در خانه تنها شده بود. یاسین گفته بود باید بیشتر از قبل
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

ساناز
0💜💙🩵💚💛🧡🤎❤️