قوانین سرد به قلم مریم السادات نیکنام
پارت نود و نهم :
یک سکوت ناگهانی و عمیق بر فضای بینشان حاکم شد. این حدس منطقیتر از هر فکر دیگری به نظر میرسید.
کمی طول کشید تا حالت صورت سرگرد تغییر کرد و لبهایش کشیده شد. بیآنکه پلک بزند زمزمه کرد:
_ آفرین عماد، آفرین!
سیبک گلوی عماد تکانی خورد و به پهنای صورت خندید. در همین حین صداهای ریزی که به گوش میرسید بزمشان را کوتاه کرد. نگاه جفتشان خیرهی صفحهی لپتاپ شد و یاسین بدون معطلی گ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

ساناز
1💙💙💙💙