پارت چهل و دوم :

هفته‌ها گذشت و شهرزاد و شهریار هفت ماهه شدند...
به هر ‌طرف که پای‎شان می‌رسید چهار دست‌وپا می‌رفتند و نگه‎داری‎شان سخت‎تر شده بود. سیاوش نگران بود ‌مبادا در مهد اتفاقی برای‌شان بیفتد اما چه می‌کرد وقتی می‌دانست رسیدگی به آن‎ها از توان آتیه خارج است.
مرداد ماه بود و گرمایش نفس می‌برید. نیمه‌های شب کولر‌ گازی اتاق خراب شده و از کار افتاده بود. آتیه با احساس ناخوشایندی که

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • همایی

    1

    تجربه ی جذاب و متفاوته یه زندگیه.دارم لذت میبرم😍😍😍

    ۱۰ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بسیار سپاس از همراهیتون🥰💜

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️