پارت نود و هشتم :

عماد حرفش را تایید و چند لحظه بعد دستور او را اجرا کرد.
یاسین اما پیشانیش را بین دو انگشت گرفته بود و با چشمان بسته فکر می‌کرد.
چرا باید مارتا از ادامه‌ی این بازی مخوف حذف می‌شد؟ چه اتفاقی افتاده بود؟ تجربه مکرر ثابت کرده بود که این گروهک‌ها تا از جانب اعضای خود احساس خطر نکنند اقدام به حذفشان نمی‌کنند. پس به احتمال زیاد حضور مارتا برایشان خطرناک بود. اما چرا؟
و اینکه چرا ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساناز

    0

    ❤️❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!