پارت هشتاد و سوم :
فصل سی و نهم
نگار
جلوى در پارکینگ، ریموت را مىزنم. ماشین پشتسریم دستش را روى بوق گذاشته. نیلوفر را نشسته توى صندلى مسافر مىبینم. نمىدانم چرا شوهرش دستش را آنطور روى بوق گذاشته.
وارد پارکینگ مىشوم و پشتسرم شوهر نیلوفر با سرعتى که من را مىترساند مىآید تو اما توى جاى پارک نمىرود. همانجا وسط پارکینگ نگهمىدارد. صدایش را بالا برده و دارد به نیلوفر فحش مىدهد. ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
0این امیر محمد یالقوز ازکجاپیداش شد...احمد که بهتربود...