هارمونیکا به قلم مرجان فریدی
پارت چهل و یک :
***
دستم را روی پیشانیاش گذاشتم.
داشت از تب میسوخت. با بغض، به قطرات درشت عرق که بر روی پیشانی و شقیقههایش نقش بسته بود، خیره شدم.
نمیدانستم باید او را تنها بگذارم و به دنبال کمک بروم یا نه، نمیدانستم باید چه کار کنم، باید چطور جلوی آن تب عجیب را بگیرم.
تمام رگهای دستها تا شقیقهاش به رنگ بنفش درآمده بودند.
صورتش رنگپریده بود و حتی در بیهوشیاش هم داشت درد
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
دنیز؛
3با این کار روحان هم ناراحت شدم هم خوشحال،ولی روحان خودخواه باشه یا نباشه مهم نیست اون فقط میخواست لوندرش نره 🥲
۷ ماه پیشReyhane
5از به بعد لوندر هم معناش واسم فرق میکنه:)
۹ ماه پیشطرفدار دیوا جن گیره
2لوندرر منم میخوام لوندر باشم روحان خیلی خشنه یکم انعطاف به خرج بده
۱ سال پیشساتیا
4اون فقط یه نمه خودخواهه همین🥲🤦🏻 ♀️
۱ سال پیشدریا
2اما ویولت اون دوست داره واسه همین اون کار رو کرد اون نمیخواد از پیشش بری
۱ سال پیشسحر
1با خوندن این پارت یه عالمه احساسات مختلفی حس کردم . انگار که واقعا من ویولتم و دردش و عمیق تجربه کردم :)
۱ سال پیشsasha
12امااا اون لوندره ناره بودد:)🥺🪻
۱ سال پیششبنم
2دوست داشتم که فروغ باشم تا زمانی که در پارت های اخر گندزدنت را دیدم برادر😂
۱ سال پیشمه
1چرا خشن برخورد می کنی دادا
۱ سال پیشHelia
2ویولت دختر بفهم اون نمی خواد تو بری 🥲
۱ سال پیشفاطمه
8آخه روحااانم برای نگه داشتن لوندرت لازم نیس دل بچمونو بشکونییی 🥺دناه داله😭
۱ سال پیشالهه
0اخی ویولت عزیزم
۱ سال پیشزینب
2سلام آقا روحه میشه منم لوندرت باشم؟
۱ سال پیشویونا
8ولی ترکیب روحان و ویولت منو دقیقا یاد رستاک و ویونا میندازه خیلی شبیه همدیگن! ویولت ازش متنفر نیست فقط ناامید شده اگه متوجه بشه چقدر عاشقشه نظرش عوض میشه!
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

....
0نه ولی واقعا کار روحان اگه عمیق بهش فکر کنی پر از احساس بود... اگرچه دل لوندرشو بخاطر اینکه فقط بتونه پیش خودش نگهش داره شکوند🥲