پارت پنجاه و دوم :

مراسم نامزدی نگار و هومن با حضور مهمانان انگشت‌شمارشان گرم و باصفا برگزار شد. فخری برای عروسش سنگ تمام گذاشته بود و خنده از لبهای هومن محو نمیشد. همه چیز در نهایت سخاوت و دست و دلبازی مهیا شده بود اما جایی در پنهانی‌ترین لایه های وجودی نگار زن حساس و بی‌منطقی بود که هنوز سعی داشت مقابل این دل سپردن‌های عاقلانه بایستد. دلیلش را نمیدانست. البته چندان هم مهم نبود. شاید هم میدانست و خودش رØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    0

    محبی عاشق هومنه؟

    ۱ سال پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    جلوتر متوجه میشید

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️