قوانین سرد به قلم مریم السادات نیکنام
پارت هشتاد و نهم :
و باز صدای بلند خندهی مرد لالهی گوشش را آزرد. متنفر نجوا کرد:
_ زهرمار، لااقل دو مدل غذا یادش میدادی گشنگی نمیریم اینجا.
_ تو شرایطی نیستی که انتخاب کنی.
هرچی گذاشت جلوت بخور ناسپاسیم نکن.
_ چششم، منتظر بودم شما امر کنی.
_ کردم دیگه.
_ خیلی پررویی تو. نکنه یادت رفته به من بدهکاری. با همهی شرط و شروطایی که گذاشتی میشه کنار اومد الا این تحفهی چشم بادومی. آدم قحط
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
