پارت صد و هفتاد و چهارم :

‌
سرور، مرا که دید پا تند کرد. روسری را پشت گردنش گره زده و چند تار مو چسبیده بود به پیشانی عرق کرده‌اش. دو گیس نازک سیاه و سفیدش، روی پستان‌ها تاب می‌خورد.

ابرو بالا دادم و جای جواب سلام پرسیدم: مهمونمون بیدار شده؟

سر تکان داد و گفت: رفته نشسته تو باغ‌. اسباب پذیرایی بردم.

هنوز هم به او شک داشتم. به نوش‌آفرین هم. به مردان تفنگ‌دار بیرون و در و دیوار خانه‌ هم.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • A-a

    0

    جالب شد لاله هم مشکوک میزنه .ممنون عالی بود خسته نباشید👏💐

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    2

    لاله عجب سمجی❤

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️