پارت صد و هفتاد و چهارم :
سرور، مرا که دید پا تند کرد. روسری را پشت گردنش گره زده و چند تار مو چسبیده بود به پیشانی عرق کردهاش. دو گیس نازک سیاه و سفیدش، روی پستانها تاب میخورد.
ابرو بالا دادم و جای جواب سلام پرسیدم: مهمونمون بیدار شده؟
سر تکان داد و گفت: رفته نشسته تو باغ. اسباب پذیرایی بردم.
هنوز هم به او شک داشتم. به نوشآفرین هم. به مردان تفنگدار بیرون و در و دیوار خانه هم.
لطفا صبر کنید...

A-a
0جالب شد لاله هم مشکوک میزنه .ممنون عالی بود خسته نباشید👏💐