مذهب عشق به قلم رویا ملکی نسب
پارت پنجاه و دوم :
تصویر لبخند شادشان و اندام تغییریافتۀ مهرتا در دو ساعتی که به انتظار بازگشتشان گذرانده بود، مدام جلوی چشمان لادن بود. برق شادی چشمانشان از آن فاصلۀ دور واضح بود. آخرین فرصت اتمام نقشهاش بود. نباید خراب میشد. این اشتباه برابر با مرگش بود. حتی اگر به دورترین نقطۀ جهان هم سفر میکرد، باز هم خبری از خوشبختی آن دو به او میرسید. سخت بود دیدن کودکی که سهم رقیبش میشد ولی او نه. مهرتا باید تاوا
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🤧🤧
۴ ماه پیشوکیلی
0به کمارفتن کاوه
۱۲ ماه پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
😔😔
۱۲ ماه پیشزهرا
1لادن نباید میمرد باید زنده میموند قط نخا میشد تا شادی و خوشی دوربریاشو میدید اینجوری میمرد دلم خنک میشد
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
دقیقا. ولی کلیشه ای می شد
۱ سال پیشررر
0خیلی کنجکاوم ینی کاوه خوب میشه
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
😉😎
۱ سال پیشهستی
1امیدوارم اتفاقی برای کاوه نیافته
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🥺🥺
۱ سال پیشاکرم بانو
0اوه اوه...چه پارت طوفانی و غافل گیر کننده ای،فک نمیکردم لادن اینطوری بمیره
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
خوبه که غافلگیر شدین
۱ سال پیشآسمان
0وای وای ترو خدا کاوه نمیره 🥺🥺🥺 لادن ب سزای کارش رسید
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🤗🤗
۱ سال پیشنیکا
0پارت هدیه نمیزارید؟🙂🤧
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
فردا
۱ سال پیشهانیه
1بخدا اگه کاوه بمیره دیگه نمیخونمش تو را خدا رویا جون نزاره کاوه بمیره وارمان جاشو بگیر
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
چشم
۱ سال پیشلاله
0ممنون از رویاجون بابت پارت طولانی،ایکاش مهرتا یه غم بزرگ دیگه رو تجربه نکنه البته زندگیه دیگه هیچ چیزش قابل پیش بینی نیست اما چون این رمانه و بخاطر شخصیت کاوه و عشق مهرتا ادم دوست داره زنده ببینتشون.. آدم رمانای رئال رو بخاطر اتفاقای ملموسش دوست داره دیگه
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
❤❤🌸🌸🌱
۱ سال پیشاسما
0دستت درد نکنه پارت غمگینی بود امیدوارم کاوه زنده باشه و چیزیش نشه
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
❤❤❤
۱ سال پیشنسترن
1واقعا فک نمیکردم لادن بمیره و اعضاش اهدا بشه.بااینکه لادن آدم به شدت کینه ای بود ولی دلم به حالش سوخت. ممنون بابت پارت بسیار بسیار طولانیتون.
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
خواهش میکنم عزیزم
۱ سال پیشزینب
3لادن به حقش رسید و ای کاش با بخشیدن اعضای بندش از بار گناهان کم بشه. احساسم میگه کاوه مرده و مهرتا نگفتن تا مرخص بشه🤔🤔🤔🤔🤔
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🤧🤧❤
۱ سال پیشاسرا
1لادن بخاطره تربیتش بدشدواین مرگ بهترین مرگ اینکه بامرگ باعث نجات جان شده اگه لادن بامادری نرمال بزرگ میشدهبچ وقت اینطورنمیشدکاوه چطورمیشه یعنی مرداونهم خیلی بدمیشه که بخاطرباآرمان برسه تازه سحرواسه آرمان مناسب
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
حس سحر و آرمان به هم مثل حسشون به سوران و آیلینه. ضمن اینکه سحر می تونه آرمان رو به خاطر خریت های مدامش بکشه😊
۱ سال پیشاسرا
1فقط لادن ازکجامیدونست که میمره نامه نوشته اونکه فکرنمیکرداین اتفاق واسه میفته🤔🙏
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
هر آدمی وقتی دست به کار خطرناکی می زنه، احتمالات رو هم می سنجه. لادن هم اینو در نظر گرفت که شاید اتفاقی براش بیفته
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

هستی
0لعنت بهت لادن که تر زدی تو زندگی همه بابا بسه دیگه یه آرمان رو خواستی برو بگیر همون بهتر مال خودت باشه کاوه رو چیکار داری که میگی مردایی که یه زمانی مال من بودن الانم باید مال من باشن نباید میمردی باید فلج می شدی و روی ویلچر خوشبختی اطرافیانت رو میدید و زجر میکشیدی