مذهب عشق به قلم رویا ملکی نسب
پارت پنجاه و یک :
سرش بهطرز عجیبی دردناک بود. مسکن تأثیری در بهبود حالش نداشت. روی کاناپه خوابید و کوسن را زیر سر گذاشت. ضربات باران به پنجره کوبیدند. روزها و ماههایش در اصفهان بیهوده گذشت. یکه و غریب در خانهای سرد و ساکت عمرش به بطالت گذشت. نه بوی غذایی گرم در آن میپیچید نه کسی منتظرش بود. خودش بود و تیکتاک ساعت دیواری.
انگشتان دستش با هر تیکتاک روی پیشانیاش بالا و پایین شدند. آسمان خشمگین غ
مطالعهی این پارت حدودا ۲۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
سلام. اونوقت چرا اینقدر تلخ؟!!! اینچنین داستانی اصلا ارزش نوشتن نداره. دنیا به حد کافی پر از سیاهیه. اقلا واسه زمانی که صرف مطالعه میشه یه کم احساس خوب رو تجربه کنیم!
۱ سال پیشهاکوب وارطانیان
0آخه دقیقا این داستان چند سال پیش در شیراز اتفاق افتاد فقط به جای عشق در اونجا به خاطر عقده های مذهبی بود و دقیقا با پایانی فوق العاده تلخ
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
بیچاره اون آدما که گرفتار یه مشت عقدهای شدن🤧
۱ سال پیشآلما
3پر دلم استرس شد تورو خدا چیزیشون نشه حدس میزنم قلب کاوه رو میدن ب ارمغات 😭😭😭😭😭😭😭
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
😭😭
۱ سال پیشZoha
1وایییییییی خدا نکنه این چه حرفیه که میزنی اگر کاوه نباشه این رنان دیگه برام همون جذابیت سابق رو نداره😢😭💔💔
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
کاوه💔💔
۱ سال پیشلاله
0وای از پارت بعدی😢
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
😭😭
۱ سال پیشاکرم بانو
0وای خواهش میکنم لادن کاری نکنه
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
🤧🤧
۱ سال پیشستایش
0ممنون بابت پارتگذاری به موقع و قلم بی نظیرتون
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
ممنون از همراهی شما❤
۱ سال پیشستایش
0اگه بلایی سر ارمغان بیاد راستین دق میکنه من اینو نمیخواممم
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
راستینم❤
۱ سال پیشستایش
1لعنت بهت لادن لعنتتتتت
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
لعنت
۱ سال پیشستایش
0رویا جون تروخدا بگو قرار نیس بلایی سر کاوه بیاد. خدایی هر اتفاقی بیفته یه سرش کاوه اسیب میبینهههه
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
کاوهی عزیزم💔
۱ سال پیشستایش
1الان سکته میکنم
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
دور از جون
۱ سال پیشستایش
0وای اگه لادن بلایی سرش بیاره چیی
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
😢😢
۱ سال پیشستایش
0وای نههههههه
۱ سال پیشآمنه
1نویسنده دلم رو آشوب کردین الان خواستم رمان های مورد علاقه رو بخوانم تا برم قرآن بخوانم اگه واقعیت داشت براشون دعا میکردم ولی الان برای اینکه دلتون به رحم بیاد واونهایی که خوب هستند مشکلی پیش نیاد دعا میکنم گرچه میدونم مهربونید
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
مرسی عزیزم❤
۱ سال پیشمهدیا
1به خدا اگه بلایی سر بچشون بیاد من دق می کنم. نویسنده دستم به دامنت لادنو محو کن تو رو خدا.
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
متاسفم😔
۱ سال پیشزینب
0خوب بود عالی
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
مرسی🌸
۱ سال پیشسمانه
0وای خدا لادن بلایی سر کاوه میاره خدا لعنت کنه لادن رو
۱ سال پیش
رویا ملکی نسب | نویسنده رمان
😔😔
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

هاکوب وارطانیان
0سلام خیلی دلم رمان بر اساس واقعیت های زندگی باشه ارمغان بمیره و کاوه یا فرزندش از بین بره مهرتاش و راستین تا آخر عمر در ذلت و خواری زنگی کنند و لادن به آرامش برسه اما ضربه بدی بهش وارد بشه