پارت بیست و هفتم :


آشتی سینی چای را روی میز گذاشت و کنار ش نشست.
- بذار ببینم اگه خیلی سخت نباشه، برات انجام میدم.
- اگه بتونی که خیلی خوب میشه.
- بهم بگو باید چیکار کنم؟
- قیمت اجناسی که تویه روز فروش رفتن و از قیمت اصلی کم کن، ببینم چقدر برام میمونه.
- اینها لیست فروش امروزته،درسته؟
- آره .
-من الان حساب می کنم.تا تو چاییتو بخوری تموم شده.
-باشه خانم حساب دار.
آشتی مشغول ج

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️