پارت بیست :


نه اینکه داغدار آروین باشد و برای آروین به این حال و روز افتاده باشد، نه .آشتی از سردرگمی به
این حال و روز افتاده بود تا به هیمن دل بست، آروین برگشت با وجود آن همه عذاب در کنار
آروین،سرنوشتش را قبول کرد تا اینکه آروین خودش را کشت .
احساس می‌‌کرد هرچه قصد کنار آمدن باسرنوشتش را دارد سرنوشت او را به سخره می‌گیرد و شرایط را تغییر می‌دهد تا او را عذاب دهد و حالا تصمیم داشت ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    0

    باز چکار داره این احمق،نکنه باز بخواد با آشتی ازدواج کنه

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️