پارت پانزده :
فصل هشت
در میان حیاط نسبتا خلوت اورژانس صدایشان آنقدر واضح بود که دو مرد در آنطرفتر کنار اتاقک نگهبان و یک زن در کنار ماشینی که برای شوهرش بود، صدایشان را شنیدند و به آنها نگاه کردند. پسری نشسته بر روی پلههای اورژانس که درست پشت سر پرتو بود نیز صدایش را شنید. پسرک با چهرهای جدی و چشمهای گردویی که شیوایی گیرایی داشتند همانطور که پرستار مرد مشغول ضدعفونی کردن بازوی خونیÙ
این پارت به قلم زهرا رمضانی (هور) نگاشته شده است و مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
موافقم
۲ ماه پیشلیلی
1عالی بود و زیبا
۲ سال پیشمیم
2از مرد هایی که فقط بلدن زن هارو تحقیر کنه متفرم
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
منم همینطور.
۲ سال پیشباران
2ایول به پرتو، حقش بودپسری عوضی 👏😡
۲ سال پیش
زهرا رمضانی | نویسنده رمان
میخوای بگم بزنه دهنش رو صاف و صوف کنه؟ 🫣😂
۲ سال پیشفاطمه ❤️
4عوضی از راه نرسیده منت می زاره😡 ممنون خانم های نویسنده 🌟💜🌟💜
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
قربونت بانو.
۲ سال پیش...
7من عاشق این پسره شدم که بازوش زخمی بود لطفا همین شخصیت اصلی باشه😂😭
۲ سال پیشفاطمه زهرا
2وای منممم،کاشش شخصیتت اصلی باشهههه
۲ سال پیشگیتی
1خوب بود عالی
۲ سال پیشدلیار
3آقا من حرفمو پس میگیرم این فرشید خیلی بیشعوووووره 😑😑 ولی کار پرتو هم خیلی زشت بود که تو صورتش تف کرد سیلی میزد سنگین تر بود😐
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
تف جذاب تره
۲ سال پیشهستی
3بشدت دوس دارم شخصیت مرد اصلی زودتر پیداش شه و فرشید و یه گوشمالی حسابی بده
۲ سال پیشفاطمه زهرا.
2نویسندهه جون یه اسپویل کوچیکک لطفاا خواهش میکنممم..اون پسر که توی مقدمه ی رمان گفته شده عجیبه،همین شاهزاده ی سوار بر اسبمونه؟🥹
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
داری بهم میگی اسپویل کنم؟ زهرا من و می کشه.
۲ سال پیشفاطمه زهرا
2من نباید میخندیدم ولی، اونجایی که گفت تفایی که از دهن فرشید بیرون اومده بود🤣🤣🤣قشنگ من با این رمان حس های مختلفیو درک میکنم همزمان..ولی فرشید چه ادم بیشعوریه واقعا،مادرش بدونه چجوره جنازه پرتو رو هم خدایی نکرده نمیده دستش...ولی من از اون پسر زخمیه خوشم اومد امیدوارم شاهزاده قصه مون اون باشه🥹
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
اره پسرک بیشعور اصلا باهاش ابم توی جوب نمیره.
۲ سال پیشلیلا
2پرتوتازه داره مشکلاتش شروع میشه آیا می تونه پول جور کنه
۲ سال پیشآتیه
1منم. ۳ ساله عاشق یه پسر بازیگر بودم بهش گفتم دوست دارم دوستم داری جواب مو نداد شکستم دید ولی انگار ندید حسرت شد تو دلم بگه نظرش در مورد من چیه ۳ سال تو پیچ بودم حال پرتو می دونم
۲ سال پیشطنین
2ولش کن بابا صبر داشته باش یکی میاد ک میزارتت رو سرش
۲ سال پیشA-a
1ممنون زیبا بود متاسفانه بعضی اوقات هرچی قوی باشی شرایط طوریست که مجبوری کوتاه بیای حتی با شنیدن توهین ولی بقول معروف در همیشه رو یک لولا نمی چرخد 👏👌🌷
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
بله همینطوره
۲ سال پیش?ه
1شوهرمنم همچین آدمی پیشش حس خوارذلیلی دارم
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
بزنش
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ریحا
1نظرم و عوض میکنم فقط باید فرشید بی شعور رو کتک زد واقعا که اینجور آدما وحشتناک هستند