پارت شانزده :
شانههایش از فشار زیاد درد گرفته بودند پس با بغض بیخیال پاک کرن تف ها شد و گفت:
- ولم کن، شونههام درد گرفت، ولم کن میگم.
فرشید اما انگار نمیفهمید یا شاید در آن لحظه خودش را به نفهمی زده بود؛ پس بیشتر شانههای پرتو را فشرد و با خشم و حرص که علنا سعی داشت قدرتش را به دخترک تحمیل کند گفت:
- چی شد؟ الان یهو موش شدی؟ توی ضعیفه برای من آدم شد...
ناگهان دستهای فرشید از روی شانهه
این پارت به قلم فاطمه سادات هاشمی نسب نگاشته شده است و مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
والا🤭
۴ هفته پیشزیبا
0اخیش دلمم خنکک شدد واقعا تحمل کردن مردی مثل فرشید کله پوک سخته
۱ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
واقعا همینطوره
۴ هفته پیشدلارام
0تازه میخواستم. بگم یکی پیدا نمیشه دهن این فرشید و گل بگیره ک دیدم بله از غیب رسید و خوبم به حساب فرشید رسید
۵ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
اره خداروشکر 😁
۵ ماه پیشآلا
0آخیییییییشش دلم خنک شددد
۶ ماه پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
😂
۶ ماه پیشدرسال
1واقعا عالی هست
۲ سال پیشفاطمه ❤️
5این فرشیدم همش من منم هیچی بارش نیست بی عرضه 😏😏
۲ سال پیشام البنین
4بیچاره پسر اومد ثواب کنه کباب شده ولی خوب حال فرشیدو گرفت دلم خنک شد فرشید بی عرضه اصلأ هرچی به این فرشید بگم سبک نمیشم
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
راحت باش عزیزوم
۲ سال پیشSahar
1رمان عالیه
۲ سال پیشطلوع
-1خیلی جذابه اما حیف تایم پارت گذاشتنش زیاده
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
فعلا روزانه پارت گذاری داره
۲ سال پیشدلیار
2بله پسر مغروز و جذاب داستان هم پیداش شد
۲ سال پیشSahar
1سلام و خسته نباشید رمان عالیه لطفاً روزی چند پارت بزارید مرسی از شما
۲ سال پیشهستی
6شخصیت اصلی وارد میشودددد امیدوارم شاهزادمون این باشه یعنی حال کردم وقتی اون فرشید بی خاصیت و نشوند سرجاش
۲ سال پیشفاطمه زهرا
4نههه پرتووو اینجورر نگووو منننن پیداش کردممم شوهرتوو،اینننهههه اینننهههههه اینننننن🥹😭😭خیلی خوشم اومد ازش🥹شاهزاده سوار بر اسبت اینههه تو روو خدااا😭😭
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
حالا نظرت در مورد ادامه دادن رمان چیه؟
۲ سال پیشفاطمه زهرا
2اِه نویسنده جون انقدر زود به دل نگیر حالا من یه اشتباهی کردم😂😔نظرم اینه که من تا موقعی که پارت جدید بیاد سکته میکنم😂😭
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
دیگه تکرار نشه ها 😂 زشته، عیبه
۲ سال پیشآسمان
1وای الهی فقط از شر فرشید خلاص شه ایشالا شهزاده سوار بر اسب پیدا میشه 😊😉
۲ سال پیشفاطمه زهرا
1من گفتم حالا که سینا اومده دیگه رمانو نمیخونم اومدم کامنتا رو خوندم و از تصمیمم منصرف شدم،حالا ادامه میدم شاید معجزه ای شد *** دیگه ای هم اومد😂
۲ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
میگن جوجه رو آخر پاییز میشمارن.
۲ سال پیشایلناز
1وای ننه جای خیلی حساسی تموم شد... من که از فضولی میمیرممممم
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ریجا
0هزار تا فرشید فدای یه تار موی این آقا پسر بشن