پارت شصت و پنجم :

***
بلور:
چراغ اتاق که روشن شد با گیجی روی تخت نشستم، ملحفه رو دورم گرفتم و به آمون عصبی خیره شدم که توی اتاق قدم رو می‌رفت و لب می‌جوید.
از تخت پایین اومدم که سرم گیج رفت ولی تعادلم رو حفظ کردم و از داخل کمد حوله کوچکی برداشتم و به سمتش رفتم.
کلافه دستی توی موهاش کشید و برگشت که من رو پشت سرش دید.
با چشم به تخت اشاره کرد که تخس سر بالا انداختم و حوله رو روی سینه‌ش گذاشتم،

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • هاناخانوم

    3

    مزداچشه دیگه

    ۲ سال پیش
کپی شد!