پارت شصت و سوم :

همگی جلو رفتیم و جامی برداشتیم که شادی کنارم قرار گرفت و با خنده به شونم زد و گفت:
- بخدا پول داشته باشی همه چیزت باکلاس میشه، مثلا فرق آمون با ممد ساغی چیه؟ هردوشون یه کار رو می‌کننا ولی این چه کلاسی می‌ذاره اون ممد بدبختم شده ساغی محل.
بی‌اختیار خندم گرفت و گفتم:
- زهره مار، خودتو مسخره کن.
همراه بقیه کمی از شراب داخل جام نوشیدم و به سمت آمون رفتم.
***
مردی با موهای ج

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️