پارت شصت و سوم :

همگی جلو رفتیم و جامی برداشتیم که شادی کنارم قرار گرفت و با خنده به شونم زد و گفت:
- بخدا پول داشته باشی همه چیزت باکلاس میشه، مثلا فرق آمون با ممد ساغی چیه؟ هردوشون یه کار رو می‌کننا ولی این چه کلاسی می‌ذاره اون ممد بدبختم شده ساغی محل.
بی‌اختیار خندم گرفت و گفتم:
- زهره مار، خودتو مسخره کن.
همراه بقیه کمی از شراب داخل جام نوشیدم و به سمت آمون رفتم.
***
مردی با موهای ج

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!