شراب و خون به قلم آستاتیرا عزتیان
پارت شصت و دوم :
دو بند نازک لباس خواب رو با دو انگشت گرفت و به سمتم اومد، نگاهم رو از بالا تنه برهنه و ورزیدهش گرفتم و به لباس خواب زرشکی رنگ آویزون از دستش دادم.
- باز قرمز؟
جرعهای از جام شرابش نوشید و کنارم اومد.
دستش رو بغل سرم جک زد و با دست دیگهش بند تاپم رو آروم پایین کشید و سرش رو جلو آورد، بوسهای به سر شونم زد و همونجا نجوا کرد:
- من عاشق ترکیب رنگ سرخ با تن سفیدتم.
بوسه دی
لطفا صبر کنید...
