پارت شصت و یک :

کف حمام نشستم و با غصه به رقص قطره‌های آب زل زدم.
آمون رو ندیده بودم، وقتی بیدار شدم توی خونه نبود و من هم یه راست به حمام اومدم.
حس بدی داشتم ولی نمی‌خواستم اجازه بدم که این حس خودش رو نشون بده و تمام من رو احاطه کنه.
پس بلند شدم، سرسری خودم رو شستم و بیرون اومدم.
همون‌طور حوله پوش، جلوی میز آرایش داخل اتاق نشستم و با موبایلم موزیک شادی رو پلی کردم.
حین خشک کردن موهام زی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️