پارت هفتاد و چهارم :

آبتین، همان‌طور که دستانش را در جیب فرو برده، محکم و جدی به او خیره می‌شود. لحنش جای بحث نمی‌گذارد:
- تا وقتی که زیرزمین درست بشه، تو و متین تو خونه می‌مونید، من اینجا...
ملیسا با حرکتی عصبی بازوهایش را بغل می‌گیرد، انگار بخواهد خودش را گرم کند یا شاید هم از انفجاری که در درونش در حال شکل گرفتن است، جلوگیری کند. صدایش تلخ و سرکش است:
- بی‌خیال، یه جوری تو زیر زمین جا می‌گیرم..

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!