جهنم احساس به قلم ملیکا کاظمی
پارت شصت :
آسمان، رنگ سرب است. ابرهای سنگین مثل پتویی نمناک روی شهر کشیده شدهاند. بادی که از لابهلای درختهای بیبرگ میگذرد، نالهای خاموش را با خود حمل میکند. مراسم خاکسپاری در سکوتی سنگین فرو رفته. حتی کلاغهایی که روی شاخههای خشک نشستهاند، انگار به احترام این مرگ تلخ، سکوت کردهاند.
ملیسا، درست کنار قبر ایستاده. نگاهش به سنگ سردی است که هنوز اسم پرستو رویش حک نشده. انگار اگر نگØ
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0هنوز نمیتونم باور کنم پرستو مرده🥲💔