سنسار (سَنسار) به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت صد و سی و هفتم :
لبخند خبیثی زدم و صندلی را کم کم از او دور کردم. برخاستم و ناگهانی با ادا و اطوار خاصی صدایش زدم: خانم وارسته؟
تند نگاهم کرد که ادامه دادم: به آقای وارسته سلام برسونین.
نگاهش آتشی شد و چنان از جایش بلند شد که ناخودآگاه فریادی کشیدم و پا به فرار گذاشتم. کمی که دنبالم کرد نفس کم آورد و نفس نفس زنان گوشه ای ایستاد. دستش را روی میز آرایش گذاشت و نفسی تازه کرد.
- بیا گمشو یه چیزی بپوش بریÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
هلیا
3حتما که نباید نیمه ای وجود داشته باشه
۶ سال پیش........
2رمان عاشقانس پس باید منتظر یکی بمونیم
۶ سال پیشHesel
11آمنههههه پس نیمه گم شده پریزاد کو😫😩 خوب شد حسی بین شهاب و پری ایجاد نشد از آدم دروغگو ، مخفیکار و کسی که جای دیگران تصمیم میگیره متنفرم😤
۶ سال پیشآرام
7از اول پارت اولین باره که پری و شاد میبینم کاش همیشه شاد باشه!💝😍
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

__
4کاش همیشه شاد باشه و اینکه نیمه ی پزیزاد کحاس؟😬 دارم از خماری دق میکنم🥺 شهاب که نبود پس حتما یکی دیگس😭 بیاریدشش🥺🥺🥺❤️ پارت عالی بود خساه نباشی نویسنده عزیزم❤️🥺