پارت پانزده :
کوله را بر شانهام انداختم و پس از خداحافظی آرامی با دکتر، از مطب خارج شدم.
موجودات سرم گویی درگیرِ برفکی های شبکه های ذهنم شده بودند ، آنهم پس از حرف های دکتر. هنگام پایین آمدن از پلهها، چندین بار مکث کردم تا تصویر روبرویم وضوح یابد.
نفسی عمیق کشیدم و با گامهایی مصممتر به راه افتادم. ماسکم را روی صورتم کشیدم و کلاه هودیام را تا جایی که ممکن بود، پایین آوردم تا چهرهام ر
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
ایجانم
۲ ماه پیشطوفان
0اِه همون نینجا نید که باهاش دل دیمنم روبرد💙💜💙💜💙💜💙💜💙💜💙💜💙💜💙💜💙💜💙💜💙💜💙💜💙💜💙💜💙
۳ ماه پیشArtemis
1موتور مورد علاقه ام نینجا کاوازاکی 250 عاشقشم
۳ ماه پیشزن کالی🌱
2موتور میخوامممممم
۳ ماه پیشترنم
1پس عاشق موتور هم هستی من برم سرچ کنم همشونو😍
۵ ماه پیشمعتاد رمان
2عاااااااا رو نینجا کاوازاکی ۲۵۰ کراش زدم🗿🗿🗿🗿🗿🗿🗿
۶ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
عشقه واقعا
۶ ماه پیشdina
0من اسم تک تک موتور هارو سرچ کردم تا ببینم چطورن، آخری از همه بهتر بود🤩🤌
۹ ماه پیشRoghayyeh
0عشق موتور رو اینجا هم نشون دادی😭🥺من دلم میخواد سوار موتور بشم
۱۰ ماه پیشفاطمه ❤️
0بچم عشق موتوره 💜🌟
۱۰ ماه پیشفاطی
0در کالبد آبیم در دنیای دیگری قدم میگذارم.لحظه ای من را به وجد می آورد ولی باز برمیگردم درکالبد خودم..موتور وسیله ای که پراز تکنولوژیست ولی با من در تضاد است ولی میتوانم با سوارشدن و نسیمی که بر صورتم میخورد با موجودات و نویزهای خودم غرق شوم فارغ از دنیا..شاید پشت کوها ها شهر آبی ها وجود دارد
۱۰ ماه پیشمها
0علایق من در یک قاب تو این رمان آورده شدن، والیبال موتور سیکلت رنگ آبی نویسندگی و گوش دادن به موسیقی با هندزفری پوشیدن هودی بی توجهی به خواهر کوچکتر و دو قطبی بودن. نویسنده عزیز رمان بر اساس زندگی شخصی خودتونه یا الهام گرفتید؟
۱ سال پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
عزیزممم 😍🫂💙الهام ؟ نه ! از زندگی خودم نوشتم ، در واقع شخصیت اصلی خودمم...
۱ سال پیشمهتا
0موتور آخریه باحالهههه بقیه رو هم بریم سرچ کنیم ✨😍
۱ سال پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
دقیقا خفننننن
۱ سال پیش.N.
2POV: در حال سرچ اسم موتورها
۱ سال پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
نا☝🏻☝🏻☝🏻مال خودمن
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

لیلی
0وای این پارت واقعا عالی بود مخصوصا قسمت اخرش که هیجانت برای موتورهارو توصیف کردی😍