پارت چهارده :
او مکثی کرد، و دوباره با لحنی ملایم و تاثیر گذار گفت:
- « این دستا، هم میتونن سلاح تو باشن و هم سپرت. اون ها میتونن هم برای خلق زیباییها و هم برای نابودی، به کار گرفته بشن. اما، در نهایت، این تو هستی که تصمیم میگیری با این دستها چه کاری کنی. تو خالق داستان خودتی ، و این دستا، ابزارت برای روایت این داستان.حالا ازت میخوام آستین لباس دست چپت رو بالا بزنی.»
از حرف هایش آرام گرفته ب
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
😍😍✨
۲ ماه پیشNo one
1توصیفات قشنگی داشت لذت میبرم از خواندن هر پارت
۴ ماه پیشترنم
0دستت هم درد نکنه کالی بابت خلق چنین اثر زیبایی
۵ ماه پیشمعتاد رمان
1*ادامه عمق دردی که میکشیدی رو بفهمم ولی ته هر دریای خروشان و عمیقی زمین اقیانوس هست هرچقدر هم که دریا بزرگ و وسیع باشه ولی بی انتها نیست امیدوارم توهم هرچه زود تر به ته دریای آبی تیره ی درد هات برسی🫂
۶ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
من خودمو از اعماقش آزاد کردم..آزاد شدن به این معنی نیست که دیگه دریارو ندیدم ، فقط باهاش کنار اومدم و قوی تر شدم..و راستی ، کامنتهات واقعا حس خوبی میده خوشحالم ایثریس شماهارو بهم میده ^^
۶ ماه پیشمعتاد رمان
1دلم میخواد دستتو بگیرم و تک تک خط هایی که روش انداختی رو ببوسم شاید هروفت که بهشون نگاه کنی دوباره یاد اون روزای سختی که میکشیدی بیوفتی من از زندگیت خبر ندارم و تورو فقط در حدی که توی فضای مجازی نشون دادی به مخاطب هات میشناسم و قطعا نمیتونم حالت رو تو اون موقع توصیف کنم و عمق دردی که میکشیدی رو
۶ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
پس شاید این یعنی اینکه آبی هستی...شاید زخمام محو نشن ولی بیشک اگه لمسشون کنی دیگه با نگاه کردن بهشون خاطرات بد یادم نمیاد..
۶ ماه پیشRoghayyeh
0چه روانشناس خوبی ولی خوبتر از اون تویی که خالقشونی
۱۰ ماه پیشفریاد
0هرچقدر شرایط محیطی بدی داشتید و آلرژی به هرچی که اطرافتون بود داشتید، خودکشی راهکار بهتر و عاقلانه تری نسبت به خودزنی و آسیب به خود فرده، اگه هم با خودکشی کنار نمیاید نباید خودتون رو با شرایط وقف بدید تنها راه بی تفاوتی و اهمیت به خوده البته امکانش هست شعر بگم
۱ سال پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
درسته :)) حتما حتما مشتاقم
۱ سال پیشمهنا
0به نظرم اینکه ادم با خودش تو جنگ باشه بدترین اتفاق ممکنه
۱ سال پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
گاهی از خودش هم میخوره
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فریماه
0زخم هایی که روح تاب تحمل ان را ندارد خود را بر روی جسم می اندازند تا شاید کمی قابل تحمل تر شوند ولی اینبار بدون پنهان شدن در پستوی نقاب ها