پارت صد و نود و چهارم :

ناهید خانوم هم چنان در حال بافتن لباس برای لاوین است، می خواهد تا سن شش ماهگی تمامی لباس های بافتش را خودش ببافد و من از دیدن این همه توجه و محبتشان ذوق می کنم و خداروشکر میکنم که چنین خانواده ای نصیبم شده است.
بالاخره بعد از گذشت "پنج سال" امین رضایت داد تا در مسابقات شرکت کند با اینکه از نظر من و اطرافیانش زودتر از اینها هم آمادگی اش را داشت اما خودش قبول نمی کرد، مربی خودش بود و اصرار

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    0

    خواب هاش همیشه بادلیل بودن حتما طاها یه مشکلی پیدا کرده

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️