اولویت اول به قلم سعیده براز
پارت صد و نود و پنجم :
شاید زورش به آروین می رسید اما لاوین عین خودش بود و اصلا در هیچ چیزی کم نمی آورد.
بچه ها که صبحانه اشان را خوردند و از خانه خارج شدند، در مورد خوابم با امین صحبت می کنم.
-میشه یه احوالی از طاها بگیری؟
بر خلاف تصورم اصلا ناراحت نمی شود و بلافاصله گوشی اش را در می آورد و به شماره ی طاها زنگ می زند اما به جای طاها، پسرش تماس را پاسخ می دهد و امین در حالی که چهره اش درهم رفته است به حرف

لطفا صبر کنید...

م
2چه دل بزرگی داره امین ، هرچی نباشه طاها عاشق برفین بوده، فکر کنم لاوینم از یاسین خیلی خوشش اومده