اولویت اول به قلم سعیده براز
پارت صد و نود و یک :
محکم با هردو دست روی تخت هلش می دهم و در حالی که به سرعت لباس های خودم را درمی آورم روی شکمش می نشینم.
-اینجوری.
امین با درماندگی سرش را تکان می دهد.
-با این حالت؟! فرمون هم دست تو باشه؟!
سرم را روی بازوی امین گذاشته ام و در حال انتخاب اسم برای بچه مان هستم.
-میگم امین.
هنوز از حرکتی که زده ام حالش سرجایش نیامده و در حال نفس نفس زدن است.
-هااان؟
-میگم دقت کردی آخر اس
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

فاطمه
1واقعا بهترین رمانی بود که خوندم تشکر