اولویت اول به قلم سعیده براز
پارت صد و هفتاد و نهم :
-مامان یه لحظه به اشتباه فکر کرد برفین حامله است، ذوق کرد.
محمد آقا با ذوق نگاهش را به من می دوزد.
-حامله؟؟ الان حامله ای؟!
امین باز هم مداخله می کند.
-بابا جان گفتم که به اشتباه فکر کرد حامله است، نه واقعا.
ذوق محمد آقا کور می شود، امین می گوید:
-بابا اگه می دونستم این قدر ذوق نوه داری، زودتر دست به کار می شدم.
من آن وسط در حال ذوب شدنم و پدر و پسر در مورد نوه شان صحبت
لطفا صبر کنید...
