پارت پنجاه و نهم :

انگشت‌هاش که میون موهای خیس و نم دار پشت سرم لغزید، بیشتر به سمتش متمایل شدم و بوسه‌هامون عمیق‌تر و پر کشش‌تر شد.
تمام تنم گر گرفته بود و پر از عطش خواستن بودم.
تا به حال هیچ‌کس من رو انقدر به وجد نیاورده بود!
با تمام نابلدیش تب خواستن من رو هر لحظه بیشتر می‌کرد و هر حرکتش ضربان قلبم رو بالاتر می‌برد.
لب‌هاش با کشش از میون لب‌هام جدا شدن و با نفس نفس اسمم رو صدا زد.
-

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!