پارت صد و دوم :



پرهام در خانه‌ی قدیمی‌، روی تخت دراز کشیده و خیره به سقف سیگار می‌کشد. حساب سیگارهایی که کشیده از دستش دررفته است. سرش را می‌چرخاند و به خانه‌ی بهم ریخته‌ نگاه می‌کند. نگاهش را از آلبوم‌ها و دلارهای ریخته شده وسط اتاق عبور می‌دهد و به خرده شیشه‌های پراکنده روی زمین می‌رسد. انگار تازه متوجه شده که چه کار کرده است. نگاهش تاب می‌خورد و به هدایایی می‌رسد که همه را برای روجا خØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    باید بگه،از پنهون کاری متنفرم ولی باید بدونه یه روانی به تمام معنا چشمش دنبالشه همه جا 🤔🥺

    ۹ ماه پیش
  • اسرا

    1

    پرهام بلایی سردیلان نیاره منظورم ازنظرورزشی کاری🙏🤔

    ۹ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    کاش تادیر نشده بهش بگه

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️