پارت صد و دوم :



پرهام در خانه‌ی قدیمی‌، روی تخت دراز کشیده و خیره به سقف سیگار می‌کشد. حساب سیگارهایی که کشیده از دستش دررفته است. سرش را می‌چرخاند و به خانه‌ی بهم ریخته‌ نگاه می‌کند. نگاهش را از آلبوم‌ها و دلارهای ریخته شده وسط اتاق عبور می‌دهد و به خرده شیشه‌های پراکنده روی زمین می‌رسد. انگار تازه متوجه شده که چه کار کرده است. نگاهش تاب می‌خورد و به هدایایی می‌رسد که همه را برای روجا خ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    باید بگه،از پنهون کاری متنفرم ولی باید بدونه یه روانی به تمام معنا چشمش دنبالشه همه جا 🤔🥺

    ۶ ماه پیش
  • اسرا

    1

    پرهام بلایی سردیلان نیاره منظورم ازنظرورزشی کاری🙏🤔

    ۷ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    کاش تادیر نشده بهش بگه

    ۹ ماه پیش
کپی شد!