پارت شصت و نهم :

نباید داخل همچین موقعیتی قرار می‌گرفتم. آیوار اگر یه درصد می‌فهمید من اینجام ممکن بود با امیر دست به یقه بشه یا شاید هم رگ خریتش گل کنه و آخرش توی سوراخ سنبه‌های خوابگاه یه بلایی سرم بیاره.

در هر صورت نباید اینجا می‌بود، رضا الان میومد. با اون مغز خرش فکر می‌کرد من خودم به آیوار گفتم بیاد.

وضعیتم خیلی بدتر از این حرفاست! فقط یه حوله از گردن تا رون داشتم و نمی‌خواستم یه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    3

    کنجکاوم بدونم اسم لوسیون توت فرنگی نگار چی بوده 🤣

    ۳ ماه پیش
  • مینا

    0

    یهنی نگار و گاویار در آینده جدا میشن؟

    ۱ سال پیش
  • روشنک

    0

    دهنتو سرویس مثل ننه پری نگار میگی گاویار

    ۱ سال پیش
  • برفین

    0

    گاویار نه ایوار بگو دهنت عادت کنه

    ۶ ماه پیش
  • ارزو

    0

    ینی چی حمیدهههه داری روانیم میکنییی چرا انگار از هم جدا میشننن

    ۷ ماه پیش
  • مادمازل

    0

    توله سگ های *** 😭 😭 😭 😭 خدایا چرا تا میام ذوق شون و کنم یهو یه چیزی مینویسی ضد حال میخورم همه اش خس میکنم دوباره جدا میشن 😭 😭 😭

    ۷ ماه پیش
  • گیسو کمند

    2

    هیجانش و اینکه مثل این رمانای آبکی یه رندم ساده رو دنبال نمیکنی و هر قسمتش یه چیز جدید داره

    ۱ سال پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    آجی حس میکنم چون بعد هر پارت سوال میپرسه هی نظر میدی🤣راحت باششش میتونی ردش کنیاااا

    ۱ سال پیش
  • ندا

    0

    عالی من کلا رمان طنزدوست نداشتم ولی الان کلااااا نظرم عوض شد عاشق قلمت هستم حمیده جان

    ۱ سال پیش
  • میم!

    3

    منم دلم یکی میخاد مثل ایوار توی زندگیم 🥺❤️

    ۲ سال پیش
  • آنیا

    1

    انشاالله خدابهت بده

    ۲ سال پیش
  • سلنا

    0

    منم یکی دلم میخاد عین آیواره تو *** 🤣🤣🤣🤣🤣

    ۱ سال پیش
  • mayi

    6

    چرا همش از فعل گذشته استفاده میکنه؟ یعنی داره از اینده اینو تعریف میکنه و در اینده کنار ایوار نیست؟؟؟ غم انگیزه

    ۲ سال پیش
  • سلنا

    0

    منم این احساس رو میکنم کاش اونجوری نباشه

    ۱ سال پیش
  • مهتاب

    0

    ایوار نمیخواد یکم ارامش در رابطه اش با نگار بده؟ بدبختو اخه کجه خفت میکنی؟

    ۲ سال پیش
  • رضوانه

    1

    بچه از دست رفت برانکارد بیارید منو روش بذارید

    ۲ سال پیش
  • Janan

    0

    وای چقد خندیدم نگار زودتر برو مخ این پسره آیوار رو بزن خیلی خوبه ایشالا هممون یه شوهر مث آیوار گیرمون بیاد آمین و جوری بگو که تا آسمون بره خب؟

    ۲ سال پیش
  • آنیا

    2

    من آیوارومیخورم وایی خدا😍😆😅🤣

    ۲ سال پیش
  • Mahtab

    1

    اوه شت.! 🥹

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️