پارت نوزده :

یاسمین قدمی به جلو برداشت.
پایین لباسش را میان انگشتانش گرفت و پارچه نخی را به آرامی مچاله کرد.
آب دهانش را به زور قورت داد و زبان باز کرد:
-اینجا کجاست؟ من اینجا چی‌کار می‌کنم؟ چرا منو نگه داشتید؟ چرا کسی به ملاقاتم نمیاد؟ باید جواب سوالامو بدی، چون کم‌کم دارم دیوونه می‌شم.

لیلا نفسش را به بیرون فوت کرد.کوتاه و مختصر توضیح داد:
-اینجا یه آزمایشگاه‌ست و ما رو بیم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت یاسمین آریانفر در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی یاسمین
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Moon

    0

    نمیدونم بخندم یا تعجب کنم

    ۷ روز پیش
  • آرزو

    0

    یا خدا اینجا کجاست رسما آوردنش جهنم تازه پس هدف خوده یاسمین بوده ولی چرا

    ۷ روز پیش
  • A.m

    0

    وای خیلی عجیب شد که...یارو آبیه😅چه زیبا😂

    ۲ ماه پیش
  • دینا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اینجا هر چیزی ممکنه😁

    ۳ ماه پیش
  • Mona

    0

    مستر آبی چقدر بیوتیفول هستن😁🤌🏼

    ۵ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️❤️

    ۵ ماه پیش
  • حدیث

    0

    با این پارت میشه شک کرد که دست به قتل یاسمین زده بودن با داشتن ضریب هوشی ۱۴۸ و دکتر منصوری هم بیشتر مشکوک شد احتمالا سکته پدر بزرگ یاسمین دروغ بوده فقط یه خاطر این که یاسمین سوار ماشین بشه🫠

    ۵ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله اینجا هر چیییزی ممکنه👌🏻❤️

    ۵ ماه پیش
  • حدیث

    0

    اوووووو یه انسان با پوست آبی💙 هم ترسناکه هم جالب یاد آدم فضایی ها افتادم💙🤣

    ۵ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️😁😁

    ۵ ماه پیش
  • هانیه

    1

    والا منم جای یاسمین بودم فرار میکردم😅 انگار آدم فضایی جلوه وایساده🤣🙃 عالی بود نیلوجون 💫🩷

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۶ ماه پیش
  • باران

    0

    چه جالب رنگ پوست آبی منم بودم میترسیدم یک سره بدن آبی باشه چه آزمایشی روش انجام شده که رنگ پوستش آبی شده

    ۶ ماه پیش
  • باران

    1

    الان نظرمو عوض میکنم درکل دنبال خود دختر فرشته بودن یعنی میخان چه سرش بیارن

    ۶ ماه پیش
  • معصومه

    0

    واینکه دیگه نمیدونم باید چه واکنشی نشون بدم😅

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    مرسی از حضور فعالت❤️❤️❤️

    ۸ ماه پیش
  • Asal

    0

    اگه میشه رمان که تموم شد آقای آبی رو بدید من ببرم با خودم

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    حتما😂

    ۱۱ ماه پیش
  • Asal

    0

    دارم از فضولی پارت های بعدی میترکم چقدر سوپرایز داره در پارت

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اینجا سوپرایز زیاد داریممم😍😁

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    واای من هر پارت غافلگیر میشم لیلا فرشته رو از کجا میشناسه و یاسی هم با این نشونه ها به زودی حافظش برمیگرده

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قطعا👌🏻👌🏻

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    وااای آقای امید ابی هم باید بگم جاذابه باز واکنش یاسی خیلی خوب بود🤭😬

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    یاسی الفرااار😂😂😂

    ۱۱ ماه پیش
کپی شد!