پارت پنجاه و ششم :

فصل بیست و چهارم
نگار
فشار مامان‌عهدى بالا رفته اما دلیلى کمتر از این هم مى‌تواند هر روز بچه‌ها را بکشاند به خانه‌ى پدرى.
اورژانس آمده. مشکل با سرم و قرص زیرزبانى حل شده اما مامان‌عهدى که هنوز بى‌حال روى کاناپه دراز کشیده، به خسرو گفته به‌ این شرط قبول مى‌کند او شب را آنجا بماند که من و نیکان هم باشیم.
این را خسرو پشت تلفن مى‌گوید. این‌که دلیل این تاکید نیکان است نه م

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    1

    نگارخوبه که داره طعم خانواده میچشه🙏

    ۱ سال پیش
  • ستاره

    0

    واقعا هم همینطوره

    ۱ سال پیش
  • نسترن

    0

    با نظرای دوستان موافقم

    ۱ سال پیش
  • مهسا

    0

    واقعا هم همینطوره

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    3

    هرچی اون خواهره نچسب و تفلون بوده ایناگرم و صمیمی ین،خداکنه هیچ وقتم اشتی نکنن

    ۱ سال پیش
  • لیلی

    1

    همیشه برام سوال بوده چراواقعا بعضیا اینقدر باشادی دیگران مشکل دارنوتمام استعداد شونو برای آزارواذیت بقیه خرج میکنن؟؟؟؟

    ۱ سال پیش
کپی شد!