پارت پانزده :

***
- رایان طناب من رو رها کن!
- نه. این‌کار رو نمی‌کنم. نمی‌ذارم رها بشی توی فضا...
- رها کن رایان، یاد بگیر به موقع توی زندگی رها کنی و دست بکشی!
این دیالوگ ذهنم را به خودش مشغول کرد.
شاید من هم باید دست می‌کشیدم، شاید باید مثل شهلا خودخواه می‌شدم، شاید ماندن و زدن نقاب بی‌خبری اشتباه بود، شاید باید دست می‌کشیدم!
- با تو هستم...
صدای تلوزیون را کم کردم و به سمت اح

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهره

    0

    دیگه نمیشه ،دیگه صبر،تحمل،گذشت،فداکاری دیگه نمیشه میشه کوچه ی بن بست

    ۵ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️