پارت پانزده :
***
- رایان طناب من رو رها کن!
- نه. اینکار رو نمیکنم. نمیذارم رها بشی توی فضا...
- رها کن رایان، یاد بگیر به موقع توی زندگی رها کنی و دست بکشی!
این دیالوگ ذهنم را به خودش مشغول کرد.
شاید من هم باید دست میکشیدم، شاید باید مثل شهلا خودخواه میشدم، شاید ماندن و زدن نقاب بیخبری اشتباه بود، شاید باید دست میکشیدم!
- با تو هستم...
صدای تلوزیون را کم کردم و به سمت اح
لطفا صبر کنید...

زهره
0دیگه نمیشه ،دیگه صبر،تحمل،گذشت،فداکاری دیگه نمیشه میشه کوچه ی بن بست