ساریژ به قلم اکرم رشیدی (آناهیل)
پارت شصت و ششم :
بیبی حریفش نمیشود، اصرار میکند که باید صبر کند تا دیلان بیاید و او را به بیمارستان ببرد اما روجا سوار آژانس میشود و میگوید نمیخواهد بیشتر آنها را به زحمت بیندازد، از همهمهی ورودی بیمارستان مشخص است که اوضاع وخیم است، سرگردان میان راهروها و بخش تاب میخورد و نمیداند باید از کدام قسمت سوال کند، به تابلوها نگاه میکند و به ماموری که روی صندلی جلوی پلهها نشسته میرسØ
لطفا صبر کنید...

اسرا
1آخه خیلی سخته برای روجا🙏