اولویت اول به قلم سعیده براز
پارت صد و شصت و دوم :
-حالا یه لیوان هم واسه ما می آوردی، چی می شد مامان؟
با چشم غره ای که ناهید خانوم به پسرش می رود، احمد دیگر قید دمنوش را می زند و امین بالاجبار زیر نگاه مادرش دمنوش را می خورد.
لیوان های چایی را که به آشپرخانه می برم، ناهید خانوم خوشحال به آشپزخانه می آید.
-خب دمنوش تقویت قوای جنسی هم با موفقیت به امین دادم.
حالا دلیل مخالفتش با احمد را فهمیدم. امشب ناهید خانوم تمام تلاشش را می
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
رقیه
3کاش برفین زودتر سر عقل بیاد امین گناه داره
۲ سال پیشآمنه
1من که عاشق مرامتون هستم توی این رمان هم زود حلش کنید طاها لیاقت عشق رو نداره وبرفین اگه عاشق امین نشه لیاقت خوشبختی وحتی عشق این رو نداره آخه برفین طوری رفتار میکنه انگار فقط به خاطره اینکه جایی نداره وباهاش اونو پس زده داره با امین زندگی میکنه نه در عاشق شدن امین، رمان عالی
۲ سال پیشآمنه
1کار برفین بدبود آخه چرا اینطوری رفتار میکنه امین گناه داره مگه خودش فکر نمی کنه حالاکه زن امین هست باید مثل بقیه زنها رفتار کند وفکر طاهارو از سرش کم کنه آخه گناه امین که پای همه بلاها باهاش ایستاده چیه حتی حق مسلمش رو ازش بگیره نویسنده جون می دونم خیلی هوای عاشق واقعی رو داری پس هوای امین داشته با
۲ سال پیشم
3وای که این ناهید خانم باحال وخوش اخلاقه،کلا خانواده خیلی صمیمی هستن،اونجور که امین از اجبار خانواده رو ترک کرده بود یه درصدم احتمال نمیدادم اینجوری باشن،برفین خوشبختیش تضمین شدست فقط اگه خودش خرابش نکنه
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ماهرخ
3برفینم داره راه طاها رو می ره و بی لیاقتی میکنه