اولویت اول به قلم سعیده براز
پارت صد و شصت :
در آرایشگاه من بدون حرفی روی صندلی نشسته ام و خودش آرایشگر را راهنمایی می کند که چه تغییراتی بدهد.
خودش هم روی یکی از صندلی ها می نشیند و می گوید:
-یکمم به خودم برسم، محمد آقا یه دلی از عزا دربیاره.
از خجالت سرم را پایین می اندازم که قربان صدقه ام می رود:
-من به قربون تو عروس خوشگل و خجالتیم برم.
کار آرایشگر که تمام می شود، هر دو نفرمان با ذوق به آینه خیره شده ایم.
خو
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

Elnaz
1پس ادامش؟🥹🥲 لطفاً بیشتر پارت باز کن🙏🏻