پارت هشتاد و دوم :

فکرش هنوز لابه‎لای کلمات گنگ نامۀ باریک پرسه می‌زد. پرواز و خاکستر و خاطره و شاهین که با پژمردگی گل رز و ساعت ده پیوند خورده بود. سایه می‌خواست چه پیغامی دهد؟
یا چه پیغامی را مخفی کرده بود؟
ذهنش آشفته‌تر از آن بود که بتواند کلمه‌ای را به کلمۀ دیگر پیوند بزند و معنایی از آن استخراج کند. سرتاپایش درمانده بود و مستأصل. گاهی مردی با هیکل تنومند و صورتی بی‌ریش پیش چشمانش قد علم می‌

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    0

    خداروشکرکه اون زمان کروناتموم شد،چقدر بد بود،خدانیاره دیگه همچین روزایی رو

    ۲ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    بله واقعا دوران سختی بود

    ۲ سال پیش
  • آسمان

    0

    وای وای خدا یعنی فقط کسری بفهمه کار کی بوده کاشکی هر روز پارت داشتیم

    ۲ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    الهی ببخشید که قراره تا چهارشنبه منتظر بمونید ):

    ۲ سال پیش
  • آسمان

    0

    این رمان ارزش منتظر موندن داره 🧐🤓❤

    ۲ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنونم از نگاهتون عزیزم😍❤️

    ۲ سال پیش
  • فاطی

    0

    درسته پلیسا همیشه دست دست میکنن..ولی کار و یکسره میکنن...ممنون عالی مثل همیشه

    ۲ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    ممنون از نگاه زیبای شما عزیزم❤️

    ۲ سال پیش
  • A-a

    1

    مثل همیشه عالی سپاسگزارم کاش کسری به پلیس میگفت 👏👏👏💐💐💐

    ۲ سال پیش
  • حنانه بامیری | نویسنده رمان

    سپاس از شما ❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️