پارت شانزده :

پشت میز تحریر نشسته و به عکس‌هایی که دکتر لیلا دلنواز برایش آورده بود، می‌نگریست.
عکس مردی که ساز می‌زند،دختری که ورزش می‌کند، عکس یک مجسمه‌ساز، 
یک زن عکاس،  عکس پسری که در صفحات کتاب غرق شده،  تصویر یک زن آشپز و دختری نقاش... 

دلنواز تصاویرِ افرادی را آورده بود که هرکدام مشغول فعالیتی بودند.از یاسمین خواسته بود به عکس‌ها خوب نگاه کند و با توجه به حسی که به او دست

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت یاسمین آریانفر در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی یاسمین
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Moon

    0

    تازه ادم وقتی یه آهنگی چیزی یادش میره اعصابش خرد میشه این بچه که حافظشو از دست داده

    ۷ روز پیش
  • آرزو

    0

    خوب بود اما هنوزم موندم کی حافظه اش میاد

    ۷ روز پیش
  • باران

    0

    موقعی که درا قفل شد وخاموشی زده شد انگار خودم اونجا بودم حالت نفس تنگی بهم دست داد فوبیا درهای بسته دارم خیلی جالب حسو به خواننده منتقل کردی نیلوفر جون

    ۶ ماه پیش
  • هانیه

    0

    یعنی صدای چی میومد؟ عالی بود نیلوجون❤️❤️💫

    ۶ ماه پیش
  • نهال

    0

    شاید این فلوت زن شخصیت مرد باشه یا بیمار اتاق پنج بنظرم همه ی این اتفاقا بخاطر اون ازمایشه که الهه روش انجام داد رمان خیلی خوب و جذابیه ممنون از نیلوفر عزیز😘😍

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم.خوشحالم که از خوندنش لذت میبری❤️

    ۷ ماه پیش
  • معصومه

    0

    قضیه داره جالب میشه اینکه خود یاسمن (الهه) به یه چیزایی مشکوک شده خودش مقدمه تغییرات بزرگی میتونه باشه و نمیدونم چرا ولی احساس خوبی راجبه فلوت زن مرموز دارم

    ۸ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله همین‌طوره👌🏻❤️

    ۸ ماه پیش
  • یگانه ?

    0

    یکیو میخوام برام فلوت بزنه 🙂 ↕️🙂 ↔️

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزم😍

    ۱۰ ماه پیش
  • Asal

    0

    آزمایشگاه یا بازداشتگاه 😂😂 ایشالله که خیره

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • Asal

    0

    نیلوفر جونم مرسی چقدر خوب داستان رو توصیف میکنی دقیق آدم کیف میکنه

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربون تو😍😍😍مرسی از حضور فعالت❤️❤️❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    حالا یاسمین جون تو نرو به من ک خوش میگذره کیف میکنم💚😍

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    پس مرد داستان ساز میزنه بریم ببینیم کی هس

    ۱۱ ماه پیش
  • نادیا

    0

    اوضاع روحی منم اینجا به هم ریخت😕

    ۱ سال پیش
  • دنیا

    0

    واقعافرقی بایه زندان نداره ولی خب بازهم خوبه بدون کارکردن بخوری و بخوابی😅😂

    ۱ سال پیش
  • Zahra

    0

    ای وای نکنه سورنو هم آوردن اینجا که از اون اتاق صدای ساز میاد🤭🤭 پارت پنج شنبه که توی اتاق سفید بود🤕🤕

    ۱ سال پیش
  • Zahra

    0

    تا اینجا چند تا سوال پیش اومده برام اینکه واقعا تصادف بوده یا صحنه سازی بوده اینکه الهه خبر داشته ممکنه بدزدنش یا اتفاقی یاسمین سوار ماشینش شد اینکه تصادف باعث ازدست دادن حافظه اش شد یا اون آزمایشی که الهه روش انجام داد

    ۱ سال پیش
کپی شد!