پارت سی و چهارم :


قبل از استاد به مطب رسید و با منشی آشنا شده بود، یک خانم میانسال محجبه که خود را به نام خانم رستگار معرفی کرد! نمی‌دانست چرا انتظار دیدن یک دختر جوان لوند را داشته؛ رفت و روی یکی از صندلی‌های سمت اتاق دکتر نشست. زیر چشمی چندنفری که روی صندلی مراجعین نشسته بودند را دید زد و گوشی‌اش را از جیب کیفش بیرون کشید. نگاهش روی دختری قفل شد که انگار به درازای یک عمر در صورتش غم داشت، از تیپ و قی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.