پارت سی و دوم :


کش مویش را کشید و خرمن موهای پرکلاغی‌اش رها شد، به پشت دراز کشید و دستانش را زیر سرش چفت کرد.
_ هدی ول کن عشق و عاشقی رو... من میگم با یه آدم پولدار ازدواج کن! هدی پولدار بودن خیلی خوبه، خیلی...
هدی برگشت و خیره‌اش شد، خیره‌ی او و غوطه‌ور در افکار خود...
_ آره پولدار بودن خوبه ولی فقط بخشی از زندگیه...
روجا نچی کرد.
_ هدی پول همه‌ی زندگیه... همه‌ش! من که فقط می‌خوام پولد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    با اینکه هنوز چیز زیادی از پرهام نمی دونم اما ازش متنفرم و حس بدی دارم،دلم نمی خواد بهش فکرم بکنه،این هدی هم مثل این لال شده از شانس پرهام😮

    ۷ ماه پیش
  • اسرا

    1

    دلبسته پرهام نشه🙏

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    پرهامم لامذهب پولدار😢😢😢

    ۱ سال پیش
کپی شد!