کوه آمین به قلم زهرا باقری
پارت سی و پنجم :
اولش با دیدن اون صحنه خیلی شوکه شدم؛ اما بعد فکر کردم شاید پیام داره باهام شوخی میکنه، هرچند که تقریباً بلافاصله این موضوع هم به ذهنم اومد که باوجود حرفهایی که زده بودم و غروری که از پیام در این مورد سراغ داشتم امکان نداشت که به این زودی بخواد سر شوخی رو باهام باز کنه! برای همین هم خیلی زود آرامش خیالِ پوچ و توخالیم تبدیل شد به ترس و وحشت، مخصوصاً وقتی ده ثانیه گذشت و دوباره صدایی از تÙ

لطفا صبر کنید...

Niloofar
1خب مشخصه ک با صدای پیام صداش میکنه ک بکشونتش اونجا