ققنوس در بند به قلم محدثه کمالی
پارت صد و سی و چهارم :
- بچه خر میکنی الیاس؟ رفتن تو به اون خونه خودش جواب مثبته برای مادرت.
دست روی زمین گذاشته و خودم را به آن تکیه زدم. یک جور خاصی نگاهم کرد و کمی از من فاصله گرفت. به دور شدنش نگاه کردم و بعد خیره به دستان خیس و گلی ام شدم. او هم کلافه بود و این را از راه رفتنش فهمیدم.
- توی محل چو افتاده که من فرار کردم از خونه. بعد تو میخوای ولم کنی؟ درست وقتی که من دارم خودم رو به آب و آتیش میزنم و تو توی

لطفا صبر کنید...

مریم گلی
0چقدر غم انگیز بود ناله های سروناز ،خدا ریشه این مادرهای زبون نفهم رو از روی زمین برداره ،چقدر از مادر الیاس بدم میاد ،ممنونم نویسنده جان