پارت نود و نهم :

هنوزم اتاقش ساده و پر از گل‌وگیاه بود. لبخندی رو لبم نشست و گفتم:
-هنوزم مثل قبلی دلی. هیچ فرقی نکردی.
روی مبل دو نفره‌ی گوشه‌ی اتاق نشست و با دستش روی کنارش به معنای «بشین» ضربه زد و گفت:
- چرا یه فرق‌آیی کردم. بیا خوشگلم، بیا اینجا بشین.
لبخندی زدم و رفتم کنارش نشستم. دستم‌و گرفت و گفت:
-وای مهوا! خیلی نامردی، دلم خیلی برات تنگ شده بود، خیلی. اما بیا این دلتنگی‌آ رو بذØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت همه شخصیت ها در رمان ماه زخمی همه شخصیت ها
آخرین نظرات ارسال شده
  • الناز

    0

    صبر کن ببین این شیوا چطور میذاره تو کاسه ات🤐🤐🤐🤐

    ۸ ماه پیش
  • ام البنین

    0

    امیدوارم شیوا از خوبی هایی که در حقش میشه رو خوب جبران کنه

    ۲ سال پیش
  • فاطی

    3

    ممنون..موفق باشید عزیزم

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️