تراشه مرگ به قلم نیلوفر سامانی
پارت یازده :
منصوری از شنیدن آن خبرِ ناگوار، شوکه شد.
نگاهش رنگ ترحم و دلسوزی را به خود گرفت.
دلش برای آن دختر میسوخت.
یاسمین سرش را میان دستانش گرفت.
دردِ بدی به جانش افتادهبود.
کنترل ذهنش را از دست دادهبود و همین باعث شد تا سیری از خاطرات بد، سویش هجوم بیاورند.
منصوری هر دو شانهی او را گرفت و با نگرانی زمزمه کرد:
-یاسمینجان بلند شو.باید بری بیمارستان! انءشاءالله که
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آرزو
0یعنی واقعا چه شناسی داری بمیرم برات
۷ روز پیشA.m
0چرا این دختره ایمجوریه شانس بهش رو میکنه پشتش همچی داغون میشه😂
۲ ماه پیشهانیه
0وای یعنی چه اتفاقی قرار بیوفته؟ فکر کنم الان از آزمایشگاه سر در بیاره عالی بود نیلوفر جون❤️💫
۶ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۶ ماه پیشباران
0وای یعنی تصادف کردن چقدر این دختر بدشانسع
۶ ماه پیشیگانه ?
0ای کاش ولی پوشه میدید نیلوفر چیزی بی دلیل نمینویسه 😂🫶
۱۱ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
احتمالش هست❤️😁
۱۱ ماه پیشAsal
1بسم الله الرحمن الرحیم ماجرایی جدید رو شروع میکنیم دوستان😇 یعنی شانس یاسمن بینظیره از زمین آسمون در دیوار همه جا میریزه رو سرش
۱۱ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نسخه دخترونه بردیاست😂❤️
۱۱ ماه پیشترنم
0و از اینجا شروع میشه همه چی به به😍
۱۱ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله😁😍
۱۱ ماه پیشترنم
0یعنی سکته و همه این چیزا نقشه بوده زیر سر الهه بود😣
۱۱ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
شاید هم نه...🥲
۱۱ ماه پیشAsal
0منصوری خدا بگم چکارت نکنه زن
۱۱ ماه پیشZahra
0خب دوستان هر چی از بدبختی های یاسمین خوندیم همه خاله بازی بود از این به بعد بدبختی های واقعی یاسمین رو می بینیم.🤌
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😂😂😂😂
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نمیدونم چرا انقدر اسم من بد در رفته😂😂
۱ سال پیششیرین
0خب مثل اینکه شروع شد
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
💙😁
۱ سال پیشHdias
0واییییی فک کنم یاسمین قرار سختی بیشتری تحمل کنه
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🥲🥲
۱ سال پیشSetareh
0یا خداااااا وایییییی تصادف کرد😱😱بچه توکه بلد نیستی رانندگی کنی چرا نشستی پشت فرمون...جریان اون پوشه چیه؟🤔به نظرم یه کاسه ای زیرنیم کاسس اشارت به پوشه بی دلیل نیست نیلوفرجون...گوشیش روهم که جا گذاشت دانشگاه ...دستت درد نکنه نیلوفرجون عالیه
۱ سال پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
نوش نگاهت عزیز دلممم💙💙✨️✨️😍😍
۱ سال پیشم
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
لطفا صبر کنید...

Moon
0و همه چیز از اینجا شروع میشهه