پارت دوازده :

《احساس می‌کردم به دردی بی‌پایان و تسکین‌ناپذیر دچار شده‌ام. خون در رگ‌هایم می‌جهید؛ اما نه مثل سابق. دیگر خبری از آن حرارت و جنب‌و‌جوش نبود! قلب در سینه‌ام می‌تپید؛ اما انگار منتظر فرصتی بود تا به زندگیِ نکبت‌بارش پایان ببخشد. در ریه‌هایم نفسی می‌رفت و برمی‌گشت؛ اما انگار از نای وجودم ریسمانی بافته بودند تا در سپیده‌دم، خودشان را حلق‌آویز کنند. گفتم سپیده‌دم؟ پس بگذار از چش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت یاسمین آریانفر در رمان عاشقانه تراشه مرگ از نیلوفر سامانی یاسمین
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Moon

    0

    هرچی میره جلوتر عجیب غریب تر میشه

    ۷ روز پیش
  • Hananeh

    0

    چه شوکی وارد شد

    ۷ روز پیش
  • آرزو

    0

    عجب یعنی چی چطوری تصادف کرد بعد سر از ترکیه درآورد تازه این که گفت الهه ام پس یاسمین کجا رفت

    ۷ روز پیش
  • حدیث

    0

    هعیی تو ذهنم فکر میکردم که الهی هیچ نقشی نداره جز یه دکتر اما نمیشه حسابی مشکوکه😑🙄

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ❤️❤️

    ۵ ماه پیش
  • هانیه

    0

    واا؟! یاسمین فکر می کنه اسمش الهه هست😅 عالی بود نیلوجون💫❤️

    ۶ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزمی

    ۶ ماه پیش
  • باران

    0

    یعنی به جای الهه دزدینش فکر کنم اشتباهی بردنش ترکیه

    ۶ ماه پیش
  • Azadeh.D

    1

    الهه منصوری یه بلایی سر این بچه اورده💔

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥺🥲 الهه کاری نکرده اینجا

    ۱۱ ماه پیش
  • یگانه ?

    1

    آله منصوری خیلیییییییی مشکوک اصلا رفتارش عادی نیست

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁😁

    ۱۱ ماه پیش
  • Asal

    0

    چه شروع دل انگیزی بی بینظیرتر از این مگه هست عالی شد😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عالیه اصن😂

    ۱۱ ماه پیش
  • Asal

    0

    شروع عجیب و غریبی ولی دوست داشتنی داشتیم از آزمایشگاه با دوست عزیزمون الهه (یاسمن سابق) کاش دستم به الهه اصلی میرسید😂موهاشو با موچین میکندم

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    عزیزمم😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • Asal

    0

    بله که باعث میشه پارت بعدی رو بخونم اصلا سوپرایز های اصلی پارت های بعدی

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    فدای تو❤️ خوشحالم از خوندنش داری لذت میبری❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    قراره از این به بعد بیشتر غافلگیر میشیم خیلی کنجکاوم برا بقیش

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله سوپرایزهای زیادی داریم😁

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    واای پرامممم..پشامممم..برگاممم..ادم قحط بود الهه منصوری چرا اون🤣🤣

    ۱۱ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😂😂😂😂

    ۱۱ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    0

    مبهم و راز آلود شد الهه منصوری چطور آخه 🤔🤔 تااینجا عالی بود دمتون گرم

    ۱۲ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت💙💙

    ۱۲ ماه پیش
  • نادیا

    0

    جان؟ 😐الهه منصوری؟ 😐نکن نیلوفر تصورمو نسبت به منصوری خراب نکن😐

    ۱ سال پیش
کپی شد!