پارت نود و دوم :


با مهسا نیم ساعتی از هر دری حرف زده بودند.
مهسا از همسرش که برخلاف تصورش خیلی مهربان و بافهم‌و شعور از آب در اومده بود و خوشحالی خودش بابت خوشبختی و شادی دوستش.
مهسا کلی تلاش کرده بود از زیر زبانش حرف بکشد، اما نتوانسته بود.
صدای گفت‌و گوی پدر و مادرش را می‌آمد، پوست لبش را جوید از درون خودخوری می‌کرد.
به دستور یاسر چند روزی به خانه‌ی پریسا باید می‌رفت تا یاسر کارها

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!